تبليغاتX
دنیای کوچیک من
!!!...عشق...تنهایی و دیگر هیچ
 حرف دل
آهای تویی که از اون می نویسی

بدون مرام اون از جنس سنگه

اونی که لاف عاشقی رو میزد

ببین تنهام گذاشت با کلی نیرنگ

غریبی بی کسی اندازه داره

آخه دل منم خدایی داره

یه گیتار شکسته همدم من

یه کلی و غریب و بی نشونه

کسی که یه روزی دلش با من بود

ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ

اونی که لاف عاشقی رو میزد

ببین تنهام گذاشت با کلی دیشه

یه گیتار شکسته همدم من

یه کلی و غریب و بی نشونه

برید بهش بگید فرقی نداره

بخواد پیشم بمونه یا نمونه...

|+| دل نوشته های شیما در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 برو
وقت
صرف دیدن شکستنم نکن
تباه می شوی
فصل
فصل تازه ی شکفتن است
برو
برو
به فکر من نباش...

|+| دل نوشته های شیما در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 بعد از غروب چشمانم
بعد از غروب چشمانم:

مرا با لباس عشق در خاک گذارید تا بفهمد تا آخرین لحظه ی زندگی رنگ عشق او به تن داشتم...

چشمان مرا باز گذارید تا دریابد چشم در راه نگاه زیبای او بود تا لحظه ی مرگ...

دستان مرا باز گذارید تا ببیند تا آخرین نفس تشنه ی آغوش گرم او بودم...

|+| دل نوشته های شیما در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385  |
 حقیقت
 

یه نفر.....یه جایی.....تمام رویاهاش لبخند توست و

وقتی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی

واقعا با ارزشه پس هر وقت احساس تنهایی کردی این

حقیقت را به خاطر بسپار ...... یه نفر......یه جایی...... در

حال فکر کردن به توست

|+| دل نوشته های شیما در شنبه بیست و سوم دی 1385  |
 ...
امروز بی تو من آغاز می کنم

در اوج لحظه ها پرواز می کنم

امروز با نسیم همراه می شوم

به یادت ای عزیز سر فصل قصه ام را باز می کنم

در اوج بی کسی در عمق چشما

دور از نگاه تو پاییز می شوم

خاموش می شوم

اما در درون خود با یک امید کور رویایی بودنت را ساز می زنم

ای کاش این سرزمین آغوش می گشود

مردن برای من بهتر ز ماندن است

بی تو همیشه من آهنگ مرگ را آواز می کنم

آغاز من تویی...پایان من تویی

با من بمان که با دست های تو راهی به آسمان باز می کنم

|+| دل نوشته های شیما در یکشنبه دهم دی 1385  |
 
 
بالا
http://www.freewebtown.com/rouzbehweb/ABfile/Mouse/LOVE/17.ani