امروز بی تو من آغاز می کنم
در اوج لحظه ها پرواز می کنم
امروز با نسیم همراه می شوم
به یادت ای عزیز سر فصل قصه ام را باز می کنم
در اوج بی کسی در عمق چشما
دور از نگاه تو پاییز می شوم
خاموش می شوم
اما در درون خود با یک امید کور رویایی بودنت را ساز می زنم
ای کاش این سرزمین آغوش می گشود
مردن برای من بهتر ز ماندن است
بی تو همیشه من آهنگ مرگ را آواز می کنم
آغاز من تویی...پایان من تویی
با من بمان که با دست های تو راهی به آسمان باز می کنم 


|
+| دل نوشته های
شیما در یکشنبه دهم دی 1385
|