آهای تویی که از اون می نویسی
بدون مرام اون از جنس سنگه
اونی که لاف عاشقی رو میزد
ببین تنهام گذاشت با کلی نیرنگ
غریبی بی کسی اندازه داره
آخه دل منم خدایی داره
یه گیتار شکسته همدم من
یه کلی و غریب و بی نشونه
کسی که یه روزی دلش با من بود
ببین قلبش شده یه تیکه از سنگ
اونی که لاف عاشقی رو میزد
ببین تنهام گذاشت با کلی دیشه
یه گیتار شکسته همدم من
یه کلی و غریب و بی نشونه
برید بهش بگید فرقی نداره
بخواد پیشم بمونه یا نمونه...
|
+| دل نوشته های
شیما در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385
|